محمد حسن خان اعتماد السلطنه
953
مرآة البلدان ( فارسى )
جلد دوم [ مقدمه ] هو مخفى نماناد اين بندهء مؤلف را بدوا قصد و ارادهء جازمه اين بود كه تمام وقايع سلطنت و صادرات يك قرن سعادت قرين سلطان اعلى - حضرت قدر قدرت اقدس همايون شهريارى خلد الله تعالى ملكه و دولته را دراين سال نوشته و به خاتمت آورده در طى تاريخ و جغرافياى دارالخلافهء تهران كه متمم جلد اول مرآة البلدان ناصرى منطبعهء سنهء ماضيه است به حليهء طبع متحلى سازد . چون تأليف و تحرير تواريخ و سير بىتحقيق كامل و توفيق اسباب ، خود را به معرض خطر انداختن و مصداق من صنف فقد استهدف ساختن است على الخصوص نگارش تاريخ عصر و تأليف شرح حال معاصر . چه اكثر اشخاصى كه اسامى آنها در ذيل وقايع سلطنت ابد مدت شهريار تاجدار گردون اقتدار ضبط و ثبت است يا خودشان حيات دارند يا اولاد امجاد و اعقاب والانژادشان در قيد حيات و مشغول خدمات دولت مىباشند . پس شرح حال هريك را بهطورى نگاشتم كه از دقايق حالات ، چيزى فوت نشود و با لباس صدق و راستى بر وفق مراد آيد و مورد ايراد نگردد . بس صعب و كثير الزحمه بود لهذا به وسيله و توفيق بعضى اطلاعات خارجيه كه از حضور نواب مستطاب اشرف و الا اعتضاد السلطنه وزير علوم مد ظله العالى تحصيل و اخذ و اقتباس نموده و به معاونت و دستيارى اسناد معتبرهء صحيحه از قبيل جلد دوم تاريخ روضة الصفاى ناصرى من تأليفات مرحوم مبرور خلد آشيان امير الشعراء رضا قلى خان للهباشى